ارسطو ارسطو ، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

ارسطو و پدر بزرگ

تعطيلات نوروزي

ارسطو جون از دوشب پيش تا به حال به خونه ي ما آمده.البته خوش آمده ارسطو جون هميشه بايد اينجوري بخوابه وگرنه هرگز به پشت نميخوابه اين هم يه عكس ديگه دايي ارسطو كه براي تفريح به زاهدان رفته بود يك دست لباس محلي اونجا را براي ارسطو جون سوغات آورده .چند تا عكس هم از لباسش گرفتم در حال خوابيدن اينهم درحال نشستن .معلومه از لباسه خوشش اومده اينهم عكس ارسطو  و گلشيد جون وبقيه عكس دسته جمعي هم اينجاست ...
11 فروردين 1392

مسافرت اين چند روز ارسطو

ارسطو جون ديشب از تهرون به خونه ي ما آمدن و ديشب را اصلن به من محل نداد و انگار يه غريبه بودم ولي امروز صبح بهتر شد ويك كم با هم بازي كرديم چند تا عكس هم ازش گرفتن كه ميذارم ولي اين مدتي كه نديدمش او اصلن تغيير كرده و لباساي كوماندويي پوشيده اين هم چند تا عكس از امروزش ...
22 بهمن 1391

واکسن دوره ی سوم

  ارسطو جون را امروز بردن واكسن 6 ماهگي زدن از اونجايي كه دسترسي به او نداشتم عكس چندين روز پيشش را گذاشتم.دلم براش يه ذره شده ارسطو جون هنگام دفع ادرار مقداري كمي مواد شيري رنگ دفع ميكنه كه شبيه به سنگ ادراي  است دوستان اگر كمكي ميتونن انجام بدن ممنون ميشيم. چندين آزمايش هم شده وچند دكتر هم او را ديدن ولي ممكنه بعضي تجربه داشته باشن خوشحال ميشيم از تجربيات شما استفاده كنيم. ...
17 بهمن 1391

ارسطو جون ما مشكلاتي داره نيازمند دعاي دوستان هستيم

ارسطو جون مشكلي براش پيش اومده كه نميخوام فعلا اونو باز كنم. ولي بسيار ما را نگران كرده مخصوصا مامان ارسطو اين چندين روز خيلي غصه خورد.وما هم بخاطر اينكه ناراحت بوديم مجبور شديم به ديدن او برويم ارسطو فعلا با كمك ميتونه گوشه ي مبل بنشينه واگر غافل بشيم مي افتد اين هفته دو بار آزمايش خون وادرار انجام داده كه اميدواريم مشكلش جدي نباشد.دعاي دوستان را نيازمنديم ...
8 بهمن 1391

كارهاي عجيب ارسطو در اين دو روزي كه اينجا بود

  ارسطو جون دو شب بيشتر پيش ما نبود وهمين الان به خانه اش رسيد.وخدا را سپاسگزارم كه صحيح وسالم رسيدند. لطفا اين عكس را نگاه كنيد! فكر ميكنيد عكس چيه؟ آفرين عكس پتو هست ولي پتوي ساده نيست وارسطو جون هم براي اينكه خواب برود بايد دونفر براي چند ساعت دو طرف پتو را بگيرند و او را تكان بدهند تا ايشان خواب بروند.البته اشتباه نشه اين دوشبي كه اينجا بود چون گهواره نداشت اينجوري ما را مچل كرده بود خوب شيطوني هاي ارسطو يكي دوتا نيست امشب يك ساعت مانده به حركتشان به سوي تهران براي ارسطو جون بنا به سفارش دكترش فرني را براش شروع كرديم وايشان هم اينجوري خوردند وديگر اينكه ارسطو جون روي بعضي آدما حساسه وتا به او نزديك بشن اينجوري...
15 دی 1391

اولين پرواز ارسطو جون

  خيلي دلمان براي ارسطو جون تنگ شده بود ومامان ارسطو هم خيلي دلش براي شهر زادگاهش.وقتي كه تلفن به دايي سعيد زدند كه كجا هستي او نزديكيهاي قم رسيده بود وامكان برگشت هم نيود بخاطر همين مامان ارسطو بليط هواپيما را گرفت وبه سوي ما پرواز كردنه تازه يك ساعت زودتر از دايي سعيد هم رسيدند.اين هم عكس ديشب ارسطو در بدو ورود.   ولي يه چيز نگران   كننده براي ما ومامان ارسطو!!! چرا شكم او سبز كار ميكند؟   اين هم عكسي كه صبح اول وقت ازش گرفتم ودور لب ولونچه اش پر از شير خشك شده هست وتازه لب پايينش هم مثل خانها كلفت كرده ويك چيز ديگه اينكه صداي ارسطو جون هم بر اثر گريه هاي چند روز پيش كه بعد از معاين...
14 دی 1391