الهي بميرم ارسطو جونم تب داره
ارسطو جون با مامان وباباش از مسافرت چند روزه بر گشتند ولي اين كوچولوي من تب داره! والان هم بي قراره! ...
ارسطو جون دوستت دارم
ارسطو جون دوريت خيلي سخته!!!
ارسطو جون 24 ساعته كه از شهر ما رفتي و چقدر دوريت براي من سخته! اين عكس هم مال ديروزه كه شال و كلاه كرده بودي و رفتي ...
امشب شديدا حالم گرفته است!
شكلك در آوردن ارسطو جون
ديشب ارسطو اينجوري شال وكلاه كرد و رفت پيشباز بابا علي وبابا علي هم كلي ذوق كرده بود. اين عكس هم شكلك در آوردن امروزشه ...
نان جو و زيادشدن شير مادر
امشب باباي ارسطو از مسافرت مياد و ارسطو جون هم خيلي خوشحاله بنا به سفارش آشنايان مادر ارسطو از نان جو رژيمي استفاده كرد و چقدر در زياد شدن شير موثر است!! بعد از گذاشتن اين پست ارسطو جون را قراره به حمام ببريم تا خوشكل تر بشه وشب به پيشباز بابا جونش بره. اينهم عكس ارسطو بعد از اينكه كامنت علي (دوست بابا بزرگ) را براش خونديم!! علي جون اينهم جوابت ...
ارسطو جون قدر جواني را بدون
امشب وقتي خواستم از ارسطو جون عكس بگيرم ماشاالله خيلي آرام بود وبه همين خاطر همه عكسهايي كه گرفتم خوب شدند .الان كه براي آپلود كردن پشت كامپيوتر نشستم متوجه شدم كه شيرهاي خشك شده دور دهانش توي عكسها پيداست خوب چون عكسها را براي يادگاري ازش گرفتم آنها را عوض نميكنم .دوس دارم زماني كه خودش عكسها را قضاوت ميكنه پي به ديد بابا بزرگش ببره وقدر جواني را بدانه ...
صدا در آوردن
ارسطو جون به تازگي يه صداهايي از خودش در مياره گويي ميخواد حرف بزنه!گاهي هم خنده هاي معني دار ،مثل اينكه ميخواد بگه من همه چيو ميفهمم. ...
مهماني خانه دايي حميد
امروز ظهر رفته بودند خانه دايي حميد ارسطو ومن هم وقت نهار خودمو رسوندم واز دستپخت عروس خانم خيلي لذت برديم جاي همه خالي بود.وقتي رسيدم ارسطو جون هم بيدار بود و خدا را شكر آرام بود.به خاطر همين هم تونستم چند تا عكس ازش بندازم ويك عكس هم از ملاقات گلشيد جون با او را گرفتم كه در پايين همين عكس گذاشتم.خدا همه بچه ها را محافظت كنه ...









